ابزارها
آخرین نقدها
ایرانیان بگوییم یا جمعی از ایرانیان؟
توسط مهدی جامی در تاریخ Thursday, July 23, 2009 - 03:10
من با کاربرد تعبیرهایی مانند جمعی/گروهی/ شماری/ عده ای در تیتر خبر یا در متن گزارش خبر چندان راحت نیستم. همیشه فکر می کنم تیتر بهتری می شود انتخاب کرد. امروز وقتی به خبر بی بی سی فارسی رسیدم که می گفت جمعی از ایرانیان در نیویورک دست به اعتصاب غذا زده اند فکر کردم بهتر است مساله را در مروری بر تیترهای رسانه های دیگر در گزارش همین موضوع دنبال کنم. پایه تحلیل من این است که وقتی ما از مردمی حرف می زنیم که در کاری شرکت داشته اند همیشه از گروهی از مردم حرف می زنیم. بنابرین گفتن اینکه این مردم گروهی از مردم بوده اند حشو است. زیرا این تاکید وقتی معنا دارد که مخاطب تعبیر ما را پای همه مردم بگذارد تا ما ناچار برای رفع سوء تفاهم بگوییم نه همه مردم نبوده اند گروهی از آنها بوده اند. راه بهتر همیشه این است که به موضوع و اقدام و حادثه نگاه کنیم تا آن را به مردم به طور کلی نسبت دهیم و خود را به دردسر بیندازیم و توضیح دهیم که این مردمی که ما می گوییم جمعی از مردم اند. اما اگر موضوع به اندازه کافی گسترش دارد که بتوان آن را به ایرانیان نسبت داد با توجه به کانتکست نباید از آوردن ایرانیان خودداری کرد.
بنابرین تیتر بی بی سی که نخست «جمعی» بود و بعد «عده ای» شد همچنان تیتر خوبی نیست:
آغاز اعتصاب غذای عده ای از ایرانیان در نیویورک
بی بی سی در توضیح خبر می گوید:
جمعی از ایرانیان مقیم آمریکا، در اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در ایران، وقایع پس از آن و خشونت علیه معترضان، از روز چهارشنبه، 22 ژوئیه مقابل ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک دست به اعتصاب غذا زده اند.
اکبر گنجی، فعال حقوق بشر ، از پایه گذاران این حرکت اعتراضی است و شماری از چهره های سرشناس سیاسی و فرهنگی هم اعلام کرده اند که در این اعتصاب غذای سه روزه شرکت می کنند.
این برنامه تا ساعت 8 شب به وقت نیویورک ادامه خواهد داشت. (پایان نقل از بی بی سی)
خب گذشته از این جمله اخر که اطلاع نادرستی می دهد و با جمله بالاتر (که از سه روزه بودن اعتصاب خبر می دهد) در تناقض است، باید گفت این جمعی از ایرانیان امریکا شروع خوبی نیست. راه راست این است که مثلا بگوییم: اکبر گنجی و حامیانش/همراهانش اعتصاب خود را شروع کردند. این جمله نه می گوید اینها بخشی از ایرانیان اند و نه بدتر حاوی اطلاع نادرست دیگری است که این جمع «ایرانیان امریکایی» بوده اند. زیرا دست کم آقای براهنی از کانادا به آنها پیوسته است! در ویدئوی گزارش هم آقای دباشی می گوید ایرانیان متعددی از کشورهای دیگر در این جمع حضور یافته اند.
رادیو زمانه با پرهیز از این جمعی/عده ای خبر را با این تیتر شروع کرده است: آغاز اعتصاب غذا مقابل سازمان ملل. این تیتر کوتاه و گویا ست اما فقط وقتی درست است که مخاطب بداند ما از کدام اعتصاب غذا حرف می زنیم. فرض نویسنده این تیتر آن است که مخاطب با دیدن تیتر می فهمد که این همان اعتصاب غذایی است که چندین روز است در باره اش داریم حرف می زنیم.
زمانه در ادامه می آورد:
«اعتصاب غذای سه روزه گروهی از روشنفکران، هنرمندان، فعالان سیاسی و حقوق بشر در حمایت از معترضان به نتیجه انتخابات ایران، مقابل دفتر سازمان ملل در نیویورک آغاز شد.» - یعنی دوباره به دام گروهی/عده ای افتاده است.
رادیو فردا تیتر خود را اینطور انتخاب کرده است:
آغاز اعتصاب غذا در برابر سازمان ملل برای حمایت از معترضان ایرانی
که تیتر بلندی است اما بخش اول ان با زمانه همانند است. بند اول خبر هم همینطور:
«اعتصاب غذای دهها تن از روشنفکران، هنرمندان، فعالان سياسی و مدافعان حقوق بشر روز چهارشنبه در مقابل ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک آغاز شد و قرار است سه روز ادامه یابد.»
ترتیب چیده شدن نام گروههای روشنفکران و هنرمندان و فعالان سیاسی نشان می دهد که منبع هر دو یکی است. رادیو فردا در بند بعد می نویسد:
«در هفته های اخير، تظاهرات گسترده ای در شهرهای ايران در اعتراض به نتايج انتخابات رياست جمهوری ۲۲ خرداد صورت گرفته است. معترضان در اين تظاهرات خواستار ابطال نتايج انتخابات رياست جمهوری شده اند.»
تا بخش دوم تیتر خود را روشن کند که به حمایت معترضان بر می گشت.
صدای آمریکا در باره این مهمترین خبر روز ایرانیان خارج از کشور خبری کار نکرده است. ظاهرا خبر ماجرا به صدا آمریکا نرسیده و این رسانه آمریکایی از این موضوع نیویورکی کلا بی خبر مانده است! شاید هم ماجرا چیز دیگری است. اما هر چه باشد کار نکردن این خبر و اختصاص خبر یک به دستور رهبر برای برکناری مشایی از معاون اولی احمدی نژاد که در خبر بودن اش تردید هست، از شگفتی های پوشش خبری در میان رسانه های فارسی در این روز بخصوص است.
دویچه وله تیتری متفاوت و قوی انتخاب کرده است: همراهی با جنبش سبز در برابر سازمان ملل. این تیتر هم با توجه به کانتکست قابل فهم است. و البته بر آن ایرادی نیست. همه رسانه ها در کانتکست حرف می زنند و باید از این موضوع بخوبی هم استفاده کنند تا کوتاه و گویا و رسا بنویسند. قوی بودن اش به این است که با واردن کردن جنبش سبز اطلاعات فشرده ای را در تیتری کوتاه ارائه می کند.
دویچه وله در بند اول و دوم گزارش هم بسیار خوب و جمع و جور به عمده اطلاعات پایه در باره فهم خبر اشاره می کند:
اعتصاب غذای سه روز ه در برابر مقر سازمان ملل برای دفاع از جنبش سبز مردم ایران آغاز شد. شخصیتهای آکادمیک، سیاسی، مدنی و هنری حاضر در این اعتصاب، برای ابراز همدردی با رنج دستگیرشدگان، تنها چای و آب خواهند خورد.
این اعتصاب غذا و تحصن به پیشنهاد اکبر گنجی، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق انجام میشود. گروهی از نخبگان علمی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ایرانیان خارج از کشور از این پیشنهاد استقبال کرده و مستقیما در اعتصاب غذا شرکت میکنند. پارهای دیگر از چهرههای شاخص ایرانی یا آمریکایی نیز با پیوستن به تحصن، تلاش مردم ایران برای نیل به دمکراسی را ارج مینهند. نوآم چامسکی منتقد سرشناس آمریکایی یکی از آنهاست. (پایان نقل)
روز آنلاین روز پنجشنبه یک روز پس از آغاز اعتصاب غذا نوشته است:
پیوستن چهره های مشهور آمریکایی به اعتصاب غذا
انعکاس اعتراض ایرانیان در سازمان ملل
تیتر با انتخاب قید نادرست «در» به جای «در مقابل» از دقت افتاده است. چون اعتراض «در» سازمان ملل انعکاس نیافته است گرچه برگزار کنندگان امیدوارند که انعکاس بیاید. آنچه اتفاق افتاده «در مقابل» سازمان ملل است. اما انچه در تیتر روز آنلاین بدون واهمه به کار رفته تعبیر ایرانیان بدون جمعی/عده ای است. روشن است که روزنامه نگار حق خود دیده است که برای اعتصابی که گروههای وسیعی از آن حمایت کرده اند خود را مقید به این نکند که اینها را جمعی از ایرانیان بخواند یا حتی جمعی از ایرانیان مقیم امریکا. آنها را سرراست ایرانیان خوانده است. و درست هم همین است. درک خبر یک رابطه دوجانبه است. همانطور که نباید چیزی از شرح ضروریات فروگذار کرد نباید هیچ چیز غیرضروری را نیز به حشو شرح کرد.
سلام آقاي جامي
خيلي به اين ايده شما فكر كردم. مي دانم كه شما مثال هاي خوب ديگري در مورد حشو در چنته داريد. پيشنهاد من اين است كه براي اينكه ما بهتر متوجه اين حشو بشويم و بتوانيم آن را خوب ببينيم چند مثال كه شباهت زيادي به اين مورد دارد بيان كنيد. من فكر مي كنم شما با يك عينك دقت به اين موضوع نگاه مي كنيد كه ما نمي بينيم. پس اگر ممكن است لطف كنيد و چند مثال بزنيد.
چيز ديگري هم كه مي خواستم بگويم اين بود كه آيا منظور شما اين است كه وقتي مي گوييم ايرانيان در مقابل سازمان ملل، كاملا مشخص است كه كل ايرانيان مقيم ايران و خارج به مقابل سازمان نرفته اند براي اعتراض بلكه فقط عده اي رفته اند؟
دوباره سلام مهدی عزیز
این قسمت از صحبتتون « روزنامه نگار می تواند از همه توان مخاطب اش برای درک تیتر استفاده کند و اینکه تیتر مثل شعر در بطن یک فرهنگ خوانده می شود» خیلی مهمه و کاملا موافقم و اولین باره می بینم به تیتر این طوری نگاه میشه.
دیشب یک مروری روی تیترهای منتخبم کردم. اون تیترهایی که ازم توی رسانه چاپ شده بود؛ دیدم تیترهایی که خیلی دوستشون دارم. همون ابهام هایی رو دارند که فکر می کردم توی خبر دویچه وله هست.
خلاصه دیروز همش به همین تیتر فکر کردم به نظرم اومد شما از لحاظ بکارگیری تمام توان درک مخاطب توی تتیر دویچه وله درست میگید.
ولی می خوام عمیق تر به بحث «بکارگیری تمام توان درک مخاطب توی تیتر زدن» پرداخته بشه می خوام این موضوع رو توی سخنگاه مطرح کنم؛ تا زوایای مختلف این مووضع رو بشکافیم.
راستی من هنوز با ایرانیان یا جمعی از ایرانیان مشکل دارم؟
من هم قانع نشدم در واقع اقاي جامي درباره پايه تحليلشان استدلالي نياورده اند و دنبال بررسي تحليلي تيترهاي ديگر رفته اند.
يك سوال ايا همه ايرانيان مقيم نيويورك به طور مثال در مقابل سازمان ملل تجمع كرده اند كه ما از ايرانيان استفاده كنيم. اينگونه جمع بستن اتفاقا انصاف و عدالت ما را زير سوال مي برد.
در زبان فارسي به طور مثال ما مي خوانيم 2 از پنج ايا اين عبارت حشو است؟ در اينجا جمعي و گروهي هم بدين معناست. اگر ما قادر به شمارش جمعيتي باشيم با هر راهي بهتر است كه عدد بياوريم و اگر نتوانيم بهتر است از جمعي و گروهي استفاده كنيم تا جمع نبسته باشيم.
مریم خانم عزیز، هیچوقت نگران این نباشید که تجربه تان کم است. همیشه با هر میزان از تجربه می شود با نظری موافق یا مخالف بود. اما اگر من سردبیر شما باشم قطعا تیترهای اینچنانی را تصحیح خواهم کرد. قواعد روزنامه نگاری البته به سختی قواعد طبیعی نیست اما تجربه من می گوید که تیترهایی که در بالا نقد کرده ام از روشنی و دقت و خلاقیت بی بهره اند. دلایل ام را تکرار نمی کنم. اما چون هم شما و هم محمدرضا به مساله جنبش سبز در تیتر دویچه وله اشاره کرده اید بار دیگر تاکید می کنم که تیتر در خلا خوانده نمی شود. روزنامه نگار می تواند از همه توان مخاطب اش برای درک تیتر استفاده کند. وگرنه حتی تیتر «شاه رفت» هم مبهم می شود. شاه کجا رفت؟ کی رفت؟ چرا رفت؟ تیترگزینی یا تیترنویسی مثل شعر نوشتن است از این لحاظ که باید فشرده ترین زبان را به کار ببرد و در عین حال گویاترین بیان را. و مثل شعر در بطن یک فرهنگ خوانده و معنا می شود. بنابرین حرف بوش که تیتر بسیار از رسانه ها هم شد نیز در نوعی سابقه و فرهنگ مردم/رسانه معنا دارد که گفت: گرفتیمش!
- +۱
اقای جامی
من از لحاظ علم و تجربه در جایگاهی نیستم که بخوام نوشته تون رو نقد کنم؛ ولی نمی تونم نظرتون رو بپذیرم چون:
1- تا جایی که من فهمیدم وقتی از ایرانیان صحبت می کنیم و نه جمعی از ایرانیان، منظورمون تعداد خیلی زیادی هست که گاهی به اکثریت ایرانیان تعبیر میشه ولی جمعی و عده ای یعنی نه اون اکثریت.
2- بهتره برای دقیق شدن خبر بگیم مثلا دهها، صدها و..
من با هیچ یک از این تیترها موافق نیستم؛ چون:
تیتر بی بی سی به مکان دقیق اعتراض که مهم بوده اشاره نکرده . با نظرتون در مورد تیتر رادیو زمانه و روز انلاین کاملا موافقم. اما در مورد تیتر دویچه وله باید بگم که فکر می کنم دو پهلو نوشته شده. به این دلیل:
ممکنه مخاطب از روی «جنبش سبز» فکر کنه که به محیط زیست ارتباط داره.
چون این طوری نوشته شده « همراهی با جنبش سبز در برابر سازمان ملل» توی این تیتر از ایران خبری نیست؛ اگه توی تیتر از ایران اسمی برده می شد؛ مخاطب زودتر به این نتیجه می رسید که احتمالا مربوط به اتفاقات اخیر انتخابات در ایران باشه.
حتی اگه تیتر این طوری نوشته می شد «همراهی با جنبش سبز ایرانیان در برابر سازمان ملل» باز هم فکر می کنم که تیتر روشنی نیست؛ چون باز هم برای مخاطب ابهام برانگیزه . ممکنه فکر کنه که این خبر مربوط به محیط زیست ایران باشه یا اتفاق های اخیر بعد از انتخابات ریاست جمهوری.
«ایرانیان» هم غلط اندازه. چون به منزله ی این هست که همه یا قریب به اتفاق ایرانیان در این جنبش سبز هستند نه فقط معترضان به نتیجه ی انتخابات اخیر ایران.
منتظر نظرتون هستم.
- +۱
من با نظر آقای جامی موافق نیستم که به کار بردن کلماتی مانند "جمعی/گروهی/عده ای" حشو است یا بهتر بگوییم "اضافه گویی" است.
خبرنگار باید واقعیت را گزارش کند.واقعیت این است:«گروهی از ایرانیان مقیم آمریکا تصمیم گرفته اند که در اعتراض به نتایج انتخابات و حمایت از معترضان ایرانی دست به اعتصاب غذا بزنند.»البته از کشور کانادا هم به این اعتصاب پیوسته اند اما در اصل موضوع فرقی نمی کند چون تصمیم گیرندگان برای اعتصاب غذا در آمریکا هستند و دیگرانی هم می توانند به آن بپیوندند.
زمانی ما نمی توانیم از برخی کلمات در خبر استفاده کنیم که واقعا اضافه گویی باشد و هیچ چیزی به خبر اضافه نکند.مانند "گفتنی است یا قابل ذکر است یا شایان ذکر است"که در خبرنویسی خبرگزاری های ایران رواج دارد.اما کلماتی مانند"جمعی/گروهی/عده ای"اضافه نیستند و خود روایت کننده بخشی از واقعیت هستند.
در اینجا هم مخاطب باید بداند که منظور از مردم یا ایرانیان چه کسانی هستند. مثلا روزآنلاین نوشته "اعتراض ایرانیان".خب باید توضیح داده شود درباره این ایرانیان.ما اگر از منظر یک فعال سیاسی یا مبارز سخن بگوییم طبیعی است که علاقه داشته باشیم روی کلمه"ایرانیان"تاکید کنیم و دایره اعتراضات را گسترده تر نشان دهیم اما زمانی که می خواهیم خبری را بنویسیم باید توجه داشته باشیم که تنها باید واقعیت را پوشش بدهیم.البته روزآنلاین در لید درباره ایرانیان توضیح واضح تری داده است.روزآنلاین نوشته:"جمعی از روشنفکران سرشناس ایرانی از صبح روز گذشته در مقابل مقر سازمان ملل در نیویورک دست به اعتصاب غذا زدند. "
من با توضیح آقای جامی،قانع نشده ام که کلماتی مانند "جمعی و..." اضافه گویی در خبر است.
در مورد تیتر دویچه وله یعنی"همراهی با جنبش سبز در برابر سازمان ملل" به نظرم کاملا جانبدارانه و با قضاوت است.
خبر این است:اعتصاب غذا در اعتراض به "به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در ایران، وقایع پس از آن و خشونت علیه معترضان".
خب خبرنگار اجازه ندارد که به قضاوت بنیشند و این اعتصاب غذا را "همراهی با جنبش سبز"بخواند. اگر متن خبر دویچه وله را بخوانیم می بینیم که هیچ کس به طور مشخص تاکید نکرده است که "اعتصاب غذا برای همراهی با جنبش سبز" است.هر چند مخاطب می تواند چنین قضاوتی از این اعتصاب غذا داشته باشد اما خبرنگار که باید اصل بی طرفی را رعایت کند نباید چنین قضاوتی بکند.از همین رو معتقدم که دویچه وله تیتر جانبدارانه ای زده است.
- +۲

آخرین نظرها